معرفی تصویری روستای پاکل گراب و منطقه بیری در استان ایلام

 

تاریخچه مردمان کرد وکردستان...................................................

کردها یکی از اقوام ساکن خاورمیانه‌ هستند که در غرب آسیا و در بخش غربی فلات ایران زندگی می‌کنند. کردها به زبان‌ کردی، از شاخه غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند.

کردستان نام یکی از ایالات ایران بوده است. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛ بالکان فرمان ‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.

(کردستان عثمانی)، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمین‌ها سکونت دارند.

بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.«اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت، به نظر برخی از دانشمندان قبایل ماد و قبایل پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن میگفته اند. ولی تاکنون متاسفانه از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.

در حال حاضر چنین فرض می‌شود که کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند و به زبان کردی، مربوط به شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند. این نکته که که زبان کردی بازماندهٔ زبان ماد است، و التزاما کردهای امروزی هم استمراری از مادهای باستان هستند، تا زمانی که زبان مادی بدرستی شناخته نشده، کماکان یک فرضیه باقی می‌ماند.

در کتیبه‌های سومری ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از کشوری به نام «کاردا» نام برده شده‌است. این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی راه را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گوتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. [1]

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد.

کردها بخشی از بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.

در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

بنا بر نوشته‌های تاریخ نویسان و جغرافی دانان مسلمان، از قبیل بلاذري، طبری و ابن اثیر قبایلی که بعداً به نام کرد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و کرانه‌های شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند.

بر طبق برخی منابع فارسی که‌ تعریفی سنتی از این واژه‌ می‌دهند آنها گروهی از گوردها یا گردان به معنی پهلوان و قوی هیکل یا جنگجوی بی باک بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همین خانواده‌است گرد بعدها در زبانها برای راحتی تلفظ و یا در زبان عربی به کرد تبدیل شده‌است. کورد همچنین می‌تواند به معنی پسر تعبیر شود.

به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی، قدیمی‌ترین قبایل کرد باجناوی‌ها و بوتی‌ها هستند که این نام‌ها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر آنها نهاده شده‌است.

تا دوره‌ای نه چندان دور مردمی که به زبان کردی کرمانجی (زبان اکثر کردها) سخن می‌گویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج می‌نامیدند و نام کرد در میان ایشان چندان رواج نداشت.

مردمی که به زبان زازا صحبت می‌کنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دسته‌اند برخی خود را کرد معرفی می‌کنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی می‎دانند. شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کردها یکی می‌شمارد.

تمام کردستان تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

برخی هم مانند مصطفی بارزانی با اعلام این نظر كه «هركجا كرد زندگی می‎كند، آن جا ایران است»

 همواره بر پیوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كردها با دیگر ایرانیان تاكید داشت

جمعیت و پراکندگی

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 35 میلیون نفر در سال ۲۰۰۳ در منطقه ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. برخی جمعیت و مساحت آن را ۳۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² ۵۴۳ ۹۶۵) تخمین می‌زنند.

ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی ازلرستان و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه میرسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می کنند.

مناطق کردزبان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز است. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند.

کردی که اکثر کردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس می‌شود خود به دو بخش تقسیم می‌شود:

کرمانجی شمالی یا اصطلاحا کرمانجی

کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی

کرمانجی شمالی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه,روستاهای تکاب وشاهیندژ، آناتولی شرقی و شمال عراق است. از لحاظ جمعیتی اکثر کردها با یکی از دو لهجه فوق صحبت می‌کنند. گویش‌ زازا که در قسمت کوچکی از کردستان ترکیه بدان تکلم می‌شود.

گویش‌های اورامی، ایلامی، کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) در کردستان ایران تکلم می‌شوند

دین و مذهب

از لحاظ مذهبی اکثریت کردها مسلمان (و پیرو اهل‌سنت) هستند. در استان‌های کرمانشاهان، ایلام و بخش اعظم لرستان ایران نیز جمعیت قابل ملاحظه‌ کرد شیعه‌ زندگی می‌کنند. البته در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به یارسانیا سلسله اهل حق معروفند در بین کردها هستند. بقیه‌ کردها مسیحی یا یهودی هستند.

نواحی کردنشین ایران جزو نواحی نسبتاً محروم این کشور است. در پی جنگ بین سازمان (کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و حکومت ایران در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳، حکومت ایران تاکنون بر قسمت‌های کردنشین این کشور مسلط بوده‌است. نواحی کردنشین ایران شامل نیمه غربی استان آذربایجان غربی و همچنین استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی از لرستان است. این بخش‌های لرستان شامل شهرهای کوهدشت، نورآباد، الشتر، زاغه و چغلوندی است. در قسمت‌هایی از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که (بخشی از) مردم در آن مناطق به زبان کرمانجی صحبت می‌کنند که‌ از این میان می‌توان به‌ مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره‌ نمود. مردم کردتبار این مناطق بنا به روایت تاریخ زمان نادرشاه افشار از منطقه ترکیه کنونی به این نواحی برای محافظت از قلمرو نادرشاه کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند

تدریس زبان کردی در مدارس دولتی بلامانع است و‌ طبق قانون اساسی ایران تدریس ادبیات زبان‌های قومی از جمله زبان کردی در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است (اصول پانزدهم و نوزدهم) ولی در عمل تا امروز انجام نیافته‌است (البته عملی شدن این بستگی به خود مردم محلی دارد، و نه سازماندهی دولت مرکزی، چون زبان رسمی ایران فقط زبان فارسی است، ولی هیچ قانونی اقوام مختلف ایران را از تعلیم و گسترش زبان بومی‌شان بازنمی‌دارد). همچنین در ایران تأسیس و انتشار رسانه‌های همگانی به زبان‌ها و یا گویش‌های منطقه‌ای کاملاً آزاد است.....

 

 

بنیان های تاریخی کردها.......................................................................

علماي تاريخ و نژاد بر استواري اين رأي كه تيره‎هاي « كرد» از اصيل‎ترين تيره‎هاي ايراني هستند اتفاق نظر دارد.

به عقيده زبان‎شناسان، زبان كردي با لهجه‎هاي گوناگون آن، ضمن آن كه خود يكي از فروع زبان كهن ايراني است، با فارسي رايج، در الفاظ و معاني، قرابت و پيوستگي بي‎مانندي دارد. به طوري كه بيش‎تر واژه‎هاي دو زبان، هم در ريخت لفظ و هم در ساخت معني، از يك ريشه‎ي مشترك مشتق مي‎گردند. از سوي ديگر آن دسته از واژگان باستاني كه در زبان كردي به كار مي‎رود، ميان ديگر تيره‎هاي ايراني، چونان گيل، تات، پشتون، تاجيك و... هم‎چنان بكار گفتار مي‎آيد.

آيين‎هاي ايراني، مانند نوروز، مهرگان، و سده، ميان كردان با شكوه بي‎مانندي برپا مي‎گردد و از تقدسي ويژه برخوردار است تا امروز هم در ميان گروه‎هاي بزرگي از كردان كه به فرقه‎هاي كهن ديني اين سرزمين منسوبند، ردپاي بسياري از باورهاي «مغاني»، «مزدكي»، «زرواني» و «مانوي» ديده مي‎شود كه نمادي از اعتقاد مشترك باستاني آنان با كيش‎هاي ملي ايراني مي‎باشد.(1)

از اين گذشته روايات تاريي، طايفه مغان، نگهبان دين باستاني ايران را از قوم ماد، يعني از تيره كردان معرفي مي‎كنند. وجود آتشكده‎ي بزرگ «آذرگشنسب» در تخت سليمان كه آتش مقدس آن بيش از هزار سال خاموشي نگرفت، اين نظر را تقويت مي‎كند.

به گواهي تاريخ از همان آغاز كه سرنوشت مشترك و تاريخي اقوام ايراني رقم زده مي‎شود، كردان نقش بنياديني در شكل‎گيري محتوم آن داشته‎اند. چنان كه در جنبش بزرگ ايراني نژادان آريايي براي جاي گيري در بخش‎هاي باختري و جنوبي فلات ايران، كردان به همراه پارسيان پيش آهنگ ديگر ايرانيان بوده‎اند. دولت بزرگ ماد كه نخستين دولت ايراني پايه گرفته بر فلات ايران بود، «كرد» شمرده مي‎شد. زيرا كه مادها، اسلاف كردها هستند. كورش كه توانست آرمان مادها را تحقق بخشد و فلات ايران را به زير يك پرچم درآورد، از سوي مادر نسبت به كردان مي‎برد. اردشير بابكان بنيان‎گذار دولت بزرگ ساساني كه نسبت به بازرنگيان مي‎رساند، كردتبار به شمار مي‎آمد.

روايت‎هاي تاريخي به روشني مي‎نمايند كه طايفه‎ي «بازرنگيان» فارس از تيره كردان آن سرزمين بوده‏اند،  همان‎گونه كه طايفه‎ي شبان كاره هم كه از اواخر دوره‎ي آل بويه طي چند سده در قسمتي از سرزمين فارس صاحب قدرت و شوكت بودند، از تبار كردان فارس به شمارند.تيره‎ي ايراني نژاد كرد در طول تاريخ نه تنها سرنوشت مشترك با ديگر تيره‎هاي ايراني نژاد فلات ايران داشته است، بلكه در دوره‎هايي از زندگي ملت ايران با بردوش كشيدن رسالت راهبري جامعه‎ي بزرگ اقوام ايراني، توانسته است شكوه‎مندترين دوران سرافرازي تاريخ ايران را نيز پديد آورد. كشش‎هاي تاريخي اين سرنوشت مشترك سبب شده است كه حتا در دوران تجزيه‎ي سرزمين‎هاي كردنشين از ايران (چه به هنگام تسلط جبارانه‎ي امپراتوري عثماني و چه در زمان حكومت غاصبانه‎ي دولت‎هاي مخلوق استعمار بر اين سرزمين‎ها)، فرياد آزادگي بخش وحدت خواه مردم كرد براي پيوند با ميهن بزرگ جامعه‎ي اقوام ايراني خاموشي نگيرد.

امپراتوري عثماني، از زمره حكومت‎هايي بود كه پس از حكومت‎ تازيان، «دين» را ابزار كشورگشايي و سركوب ملت‎ها و اقوام ديگر قرار داده بود.

به گفته‎ي فردوسي:

زيان كسان از پي سود خويش

بجويندو دين اندر آرند پيش  

در اين ميان، تنها مانع برابر به بردگي كشاندن ملت‎ها به نام دين از سوي امپراتوري عثماني، ملت ايران بود. از اين رو، امپراتوري مزبور نه تنها با ملت ايران بلكه با همه‎ي وابستگان نژادي و فرهنگي ملت ايران، در ستيز بود. قتل‎عام مكرر شيعيان و سركوب بي‎وقفه كردها، از چنان دشمني‎ها ريشه مي‎گرفت.

با پيروزي انقلاب عثماني در سال 1908 ميلادي، «ترك‎هاي جوان» صحنه گردان امور سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنان امپراتوري شدند. تداوم انديشه‎ي آنان در قالب «حكومت كنوني تركيه» موج تازه‎اي از دشمني و تهاجم بر ضد تيره‎هاي وابسته به ملت ايران را در پي داشت.

بدين سان، در آستانه‎ي فروپاشي امپراتوري عثماني و زايش حكومت تركيه، «شوونسيم نژادي» جايگزين «شوونيسم مذهبي» شد. نماد اين سياست تهاجمي نژادگرايانه، جعل انديشه‎ي «پان تركيسم»، از سوي ترك‎هاي جوان بود كه تا به امروز نيز همه‎ي حكومت‎هاي حاكم بر تركيه، ميراث خونين آن را به دوش مي‎كشند.

اگر در گذشته، امپراتوري عثماني( دين) را ابزار سركوب قرار داده بود، دولت‎هاي تركيه در قالب انديشه‎ي نژادگرايانه، سياست قوم‎كشي و پاك‎سازي نژادي را به مورد اجرا گذارده‎اند.

از آشكارترين تظاهرات سياست مزبور. قتل عام بيش از 5/1 ميليون از هم فرهنگان، هم تاريخان و هم ريشگان ارمني ما در 24 آوريل 1915 (پنجم اردي‎بهشت ماه 1294 خورشيدي) و كوشش در زدودن هويت اصيل كردها، زير نام «تركان كوهستاني» است.

در آغاز، برخورد كردهاي سرزمين‎هاي تجزيه شده برابر تبليغات و اقدامات نژادگرايان «ترك»، شكل فرهنگي- سياسي داشت. بدين‎سان كوشش بر اين بود تا بيش‎تر بر هويت تاريخي و ايراني و آريايي كردها تاكيد شود. اما به زودي با افزايش فشار توام با خشونت و كشتار براي «ترك ساختن» كردها و كردستان، مقاومت‎ها عمق بيشتري يافت. بدين‎سان مبارزه براي دفاع از حقوق تاريخي و نژادي كرد، به صورت خيزش‎هاي مسلحانه در گوشه و كنار كردستان، ظاهر شد. مبارزات مسلحانه «شيخ سعيد هرتوشي» و «سيد عبدالقادر نقش‎بندي» از اقطاب فرقه نقش‎بندي در اواخر دوران عثماني را مي‎توان از مهم‎ترين هسته‎هاي اوليه‎ي اين مقاومت و خيزش مسلحانه نام برد.

به دنبال فروپاشي امپراتوري عثماني در پايان جنگ جهاني اول و ايجاد حكومت‎هاي به اصطلاح عربي از سوي استعمار انگليس و فرانسه بر پهنه‎ي متصرفات امپراتوري مزبور در خاورميانه، دامنه‎ي تجاوز بر كردها نيز گسترش يافت. اين بار در كنار عنصر ترك، عنصر عرب نيز دست‎اندركار اجراي «سياست سرزمين سوخته» و «نسل كشي» كردها شد. برابر شدت يافتن «كردستيزي»، دولت‎هاي استعمارگر و حكومت‎هاي دست‎نشانده‎ي آنان، مقاومت رهايي بخش و نبرد مسلحانه كردها نيز به سر تا سر كردستان اشغالي گسترده شد.

در اين ميان رستاخيز آزادگي بخش ايراني نژادان كرد در قلمرو كشور استعمار ساخته عراق به سبب پيوندي كه از آغاز با مبارزات ضد استعماري شاخه ديگري از وابستگان فرهنگي ايران يعني شيعيان آن سرزمين داشت، از برجستگي ويژه‎اي برخوردار مي‎باشد. خيزش گران «كرد» و قيام‎گران شيعه (دو شاخه‎ي نژادي و فرهنگي وابسته به ملت بزرگ ايران)، در مواقع بسيار و با هم‎آهنگ كردن مبارزات بر ضد استعمار انگليس و حكومت دست نشانده‎ي بغداد، قيام‎هاي عمومي و فراگيري را در سرتاسر عراق برپا كردند. چنان چه به هنگام قيام شيعيان در اوايل شهريور 1301 خورشيدي بر ضد دولت استعمارگر انگليس و حكومت دست‎نشانده‎ي آن در عراق كه شهرهاي مذهبي ميان رودان و نيز شهر بغداد را فرا گرفت، «شيخ محمود برزنجي» از اقطاب بزرگ فرقه قادري براي كاستن از فشار نيروهاي مشترك انگليس و عرب بر قيام‎گران شيعه، سرتاسر كردستان واقع در قلمرو عراق را برعليه آنان شورانيد. بدين سان، قيام عليه‎ي سلطه‎ي ظالمانه‎ي استعمار، سرتاسر عراق را دربرگرفت. مبارزان «كرد» در اين نبردها، ضربات سختي بر نيروهاي مشترك انگلستان و عرب وارد ساخت و شهرهاي كردنشين بسياري را از اشغال آنان خارج كردند. شيخ محمود برزنجي در مناطق آزاد شده‎ي كردستان آن سوي مرز، حكومت «آريايي كرد» را اعلام داشت. اگرچه دولت انگليس پس از مدتها و با تحمل تلفات بسيار توانست به كمك نيروهايي كه از هندوستان آورده بود، قيام عمومي مردم ميان رودان را سركوب كند، اما اقتدار استعمار انگليس با اين قيام دچار آسيب فراوان گرديد و از هيبت و قدرت آن نه تنها در «ميان رودان» بلكه در شبه قاره هند نيز كاسته شد.

با آغاز جنگ جهاني دوم، هماهنگي ميان جنبش «كرد» و نهضت شيعيان به صورت قيام‎هاي گسترده و عمومي بر عليه نيروهاي انگليس و حكومت‎زاده‎ي استعمار در ميان رودان (عراق) نمايان شد. بر اثر اين قيام‎ها و پشتيباني عمومي مردم، رشيد عالي گيلاني در هجدهم فروردين ماه 1319 خورشيدي (7 آوريل 1940 ميلادي)، قدرت را در عراق به دست گرفت.

سران حكومت دست‎نشانده‎ي بغداد از عراق گريختند، دولت انگليس با بهره‎گيري از نيروهاي مستقر در اردن و پايگاه‎هاي هوايي خود در عراق، پس از نبردهاي خونين بسيار، سرانجام قيام را سركوب كرد. اما ميان رودان و به ويژه مناطق كردنشين اين سرزمين هم‎چنان ناآرام باقي ماند.

كردان ساكن شمال عراق، در سال 1319 خورشيدي (1940 ميلادي) براي ادامه‎ي مبارزه، حزب هيوا (اميد) را بنيان گذاردند. اما كمونيست‎ها كه در جريان جنگ دوم، متحد انگليس‎ها بودند، با نفوذ در صفوف حزب «هيوا» سبب انشعاب اين حزب شدند. پس از اين ناكامي، گروه‎هاي مبارز كرد و برخي عناصر ناسيوناليست جدا شده از حزب هيوا، تشكيلات جديدي را به نام حزب رزگاري (آزادي) سازمان دادند. در سال 1325 خورشيدي گروه‎هاي فعال دو حزب رزگاري و «هيوا» براي تشكيل جبهه‎اي واحد، در همايشي گردهم آمده و «پارت دموكرات كردستان» (آن سوي مرز) را، بنياد نهادند.

همايش به اتفاق آراء ملامصطفي بارزاني رهبر جنگ‎جويان كرد را كه در آن هنگام در حال نبرد با نيروهاي حكومت بغداد بود، به عنوان دبيركل حزب جديد برگزيد. در بيانيه‎ي اين همايش، دفاع از حقوق تاريخي و نژادي تمامي ايراني‎نژادان و وابستگان فرهنگي آنان در عراق، آرمان مبارزاتي پارت دموكرات كردستان اعلام گرديد. به دنبال كنگره‎ي مزبور، روزنامه خبات (كوشش) به عنوان ارگان رسمي و تئوريك پارت دموكرات كردستان (آن سوي مرز) منشتر گرديد. با تشكيل پارت دموكرات كردستان مبارزه عليه حكومت بغداد و سياست‎هاي تبعيض نژادي، فراگيرتر شد. رستاخيز كردستان (آن سوي مرز) علي‎رغم همه توطئه‎ها و كارشكني‎هاي دشمنان به پيروزهاي بزرگي در بعد نظامي و سياسي دست يافت و توانست حقانيت خود را در داخل و خارج عراق بر همگان آشكار كند. 

ملامصطفي بارزاني با اعلام اين نظر كه «هركجا كرد زندگي مي‎كند، آن جا ايران است» همواره بر پيوند ناگسستني تاريخي و نژادي كردان با ديگر ايرانيان تاكيد داشت.

  مجموع جمعيت كرد در آن سوي مرزها، ميان 6/19 تا 21 ميليون تن برآورد مي‎گردد:

الف- در قلمروي جمهوري تركيه: كردهاي ساكن قلمرو جمهوري تركيه، در نشريات آماري و مكاتبات رسمي دولت تركيه به عنوان «ترك‎هاي كوهستاني»؟!، نامر برده مي‎شوند.

جمعيت كردهاي ساكن تركيه ميان 4/14- 3/15 ميليون تن برآورد مي‎گردد. اين رقم كمابيش 6/23- 25 درصد از كل جمعيت كشور مزبور را دربرمي‎گيركردها در ده استان تركيه، واقع در خاور و جنوب خاوري كشور مزبور، داراي اكثريت هستند. شهرهاي وان، ديار بكر، ارض روم، تبليس و... در حوزه‎ي سرزمين‎هاي كردنشين قرار دارند. در آمارهاي رسمي دولت تركيه، ارقام واقعي مربوط به جمعيت كردها، منتشر نمي‎گردد و در بيشتر نشريان آماري تركيه، نام «كرد» به چشم نمي‎خورد. و از آنان به نام «ترك‎هاي كوهستاني»، نام برده مي‎شود.

ب- در قلمروي جمهوري عراق: جمعيت كردهاي ساكن حكومت عراق كه بيشتر در شمال كشور مزبور متمركزند، حدود 6/5 ميليون تن برآورد مي‎گردداين جمعيت 5/26 درصد از كل جمعيت كشور مزبور را دربرمي‎گيردشهرهاي مهم كردنشين قلمرو حكومت عراق عبارتند از: روانداز، حلبچه، سليمانيه، كركوك، موصل و...

پ- قلمروي جمهوري سوريه: بيشتر  كردهاي ساكن سوريه در سه بر مرزي عراق، تركيه و سوريه و هم‎چنين در اطراف دمشق ساكن هستند. جمعيت كردهاي ساكن كشور مزبور حدود 5/1 ميليون تن برآورد مي‎گردد كه كمابيش 9 درصد كل جمعيت كشور مزبور را تشكيل مي‎دهد. بخش قابل ملاحظه‎اي از ساكنان بلندي‎هاي گلان (جلان) نيز كرد هستند.

ت- جمهوري ارمنستان: جمعيت كردهاي ساكن قلمرو ارمنستان كه بيشتر در بخش‎هاي خاوري جمهوري مزبور ساكن‎اند، كمابيش 250 هزار تن برآورد مي‎گردد. جمعيت اين جمهوري در سال 1993 برابر با، 3730000 تن برآورد گرديده است

ث- جمهوري آذربايجان (اران): كردها ساكن اين جمهوري در منطقه «لاچين» قره‎باغ متمركز هستند و جمعيت آنان حدود 26 هزار برآورد مي‎گردد.

ج- جمهوري خودمختار نخجوان: در بخش شمال غربي جمهوري خودمختار مزبور، حدود 25 هزار تن كرد زندگي مي‎كنند. جمعيت نخجوان در سال 1995 حدود 306 هزار تن برآورد گرديده است.

چ- لبنان: بيشتر كردهاي ساكن لبنان در بخش شمال باختري بيروت ساكن‎اند و جمعيت آنها حدود 100 هزار تن برآورد مي‎گردد. جمعيت كشور مزبور در سال 1995 برابر با 4 ميليون تن برآورد گرديده است.

ح- جمهوري تركمنستان: كردها در اين جمهوري نوخاسته پراكنده‎اند. در برگ‎هاي هويت جمهوري مزبور، ايرانيان و ايراني نژادان را بيش‎تر زير عنوان «كرد» ، رده‎بندي مي‎كنند. جمعيت كردهاي ساكن جمهوري تركمنستان، با تعريف بالا، بيش از 500 هزار تن برآورد مي‎شوند. البته هم‎چنان چه گفته شد، در اين آمار بيشتر ايرانيان، مردم اران و ... را نيز در برمي‎گيرد

 

 

سرزمین کردستان............................................................

سرزمین کردستان، مجموعهٔ مناطق کردزبان در کردستان ترکیه، کردستان ایران، کردستان عراق و کردستان سوریه است.

استان کردستان یکی از ۳۰ استان ایران است.

منطقه خودگردان کردستان منطقه‌ای خودمختار در بخشی از کردستان عراق است.

کردستان نام روزنامه‌ای کردی است که‌ در سال ۱۸۹۸ در قاهره‌ چاپ می‌شد.

کردستان نام یکی از بزرگراه‌های پر تردد و مشهور در شهر تهران است.

کردستان نام اولین وب‌گاه کردی-فارسی تحقیقات کردشناسی است

سرزمین کردستان

کُردستان با سرزمینی به مساحت 450 هزار کیلومترمربع درغرب آسیا واقع گردیده است. از شمال با قفقاز در مرزهای شوروی پیشین،ازسمت چپ باشرق ترکیه وشمال سوریه وازراست باغرب ایران وشمال شرقی عراق همسایه است.

اهمیت توپوگرافیک کُردستان باکوههای مرتفع آرارت و زاگروس ودیگر رشته کوههای بزرگ وکوچک و درکناردیگر عوامل جغرافیایی مشخص می گردد؛که درطی سالهای متمادی به مانعی بزرگ درراه استحاله ( assimilation)ونابودی ملت کُردازسوی" فتح کنندگان "ظاهر گردید.هم چنین صورتبندی سیاسی_ اجتماعی ،که درسیمای گروهها و دستجات عشایر و فئودالهای کُرد تجسد یافته بود؛ بازدارنده دیگری است، که ساختار و شناسه ی (هویت) کُردرا از خطر فروپاشی قطعی دور نگاه می داشت. ژرفای ژئوپلتیک کُردستان که با وسعت سرزمینی و ساکنان بیش از 35 میلیون ونیزبادرنظر داشت موقعیت حساس و قلمرو ژئوستراتژیکی آن، واقع شدن در مرزهای چهار واحد سیاسی (ایران،ترکیه، عراق ،سوریه) که دارای اهمیتهای معین سیاسی و اقتصادی در مناسبات بین المللی هستند؛ اعتبار ژئوپلتیکی و ژئوستراتژیکی کُردستان را آشکار می سازد.

عامل پویا در چهارچوب همین مفهوم: وجود منابع سرشتی و معدنی، نفت، ‌آهن، مس، کُرم، از کُردستان سرزمینی ثروتمند ساخته است؛که ازابتدای قرن بیستم تمایل وانگیزه کشورهای صنعتی جهان رامعطوف به خود گرداند. "معدن کُروم که دربین راه دیار بکر (لانک)قرار دارد یکی از بزرگترین معادن کُرم جهان است که با بازدهی معادل 832000 تن، ترکیه رادر سال 1967،پس ازشوروی سابق،درمقام دومین تولیدکننده این ماده معدنی قرار می دهد.به گزارش سازمان همکاری های توسعه اقتصادی (OECD)درسال 1967تولید آهن در دیوریگی کُردستان شمالی، بالغ بر 5/1میلیون تن بوده است.استخراج مس دردیاربکردرسال 1970بالغ بریک میلیون تن وتولیدنفت در میدانهای نفتی دیاربکروسیرت به 4میلیون تن رسیده است"

واقع شدن سرزمین کُردستان دربخش فوقانی دو رودخانه بزرگ دجله وفرات بویژه باعمده شدن " مشکل آب" که سالهاست یکی ازعوامل تیره بودن مناسبات سیاسی ودیپلماتیک سوریه وترکیه را شکل داده است‌؛ فاکتور نیرومند دیگری است که می تواند در آینده نقش واهمیت ژئوپلتیک کُردستان درمناقشات موجوددرخاورمیانه را افزایش دهد. هم چنین باید به قراردادنفتی چشمگیر باکوـ جیجان اشاره کردکه بخش قابل توجهی ازخطوط نفتی ازخاک کُردستان شمالی (ترکیه)می گذرد. تصادفی نیست که جدا از قدرتمند بودن جنبش ملی در کُردستان شمالی بخشی از فشارهای سیاسی و دیپلماتیکی که اتحادیه اروپا بر آنکارا وارد می آورد؛ناشی از وجود بی ثباتی پایداری است که رژیم ترکیه راسالهاست درپیوندبا مشکل کُردهابه خود مشغول داشته است و در راستای امنیت منافع شرکتهای بزرگ نفتی قرار نمی گیرد، که مایل به تنش و بحران در روند انتقال انرژی ازترکیه به اروپا نیستند.

وجود منابع نفتی درکُردستان شرقی (ایران) واقع درنفت شاه کرمانشاه و گسترش منابع سرشتی،ازجمله زمینهای مستعد کشاورزی ودامداری موئلفه های بااهمیت دیگری رادرساختاراقتصادی کُردستان به وجودآورده اند. اکتشاف نفت درشهرهای کرکوک وموصل واقع در کُردستان جنوبی (عراق) وویژه گیهای آن،ازجمله ارزان بودن و نیز تنشها و بحرانهای دامنه دار در مناسبات بین المللی درپایان جنگ اول جهانی ،لندن و انکارا را بر سر تصاحب نفت کُردستان رویاروی هم قرارداد.

جنبشهای ملی کُردها در عثمانی

با عقد پیماننامه لوزان در 24 ژوئیه 1923 و توافقات بعدی میان ترکیه و بریتانیا مبنی "بر واگذاری 10درصد از درآمد نفت کرکوک به دولت ترکیه" ، کمال مصطفی از دعاوی ارضی در کردستان عراق، از جمله شهر کرکوک چشم پوشید. یکی از دلایل مهم و بارزی که بریتانیا و فرانسه را از دنبال کردن استقلال و یا خودمختاری کُردستان بازداشت توافق با ترکیه درباره نفت کرکوک بود؛ که قرارداد لوزان را ممکن ساخت. در این قرارداد کُردستان به فراموشی سپرده شد و از مواد، 63،و 64 پیمان سه ور که در 10 اوت 1920 انعقادیافته بود نامی برده نشد. در ماده 62 پیماننامه سه ور به صراحت از خودمختاری کُردستان سخن گفته می شود.

"ماده 62. کمیسیونی که در قسطنطنیه اجلاس خواهد کرد وبه ترتیب مرکب از سه عنصر منصوب دولتهای بریتانیا و فرانسه و ایتالیا خواهد بود، ظرف شش ماه از (تاریخ) به اجرا درآمدن پیمان حاضر طرحی را برای خودمختاری مناطق کُردنشین واقع در شرق فرات، جنوب مرز جنوبی ارمنستان،که بعدا ًمعین خواهد شد، و نیز مناطق، واقع در شمال مرز ترکیه با سوریه و بین النهرین، به نحوی که درماده 27،2)و3)مشخص شده است،تهیه و تنظیم خواهد کرد."

تلاش جامعه روشنفکری کرد در پایان جنگ جهانی اول، که در راستای بهبود شرایط سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی کُردستان صورت می گرفت با ناکامی و دلسردی مواجه گردید. جنبشهای ملی مسلحانه در بخشهای شمالی کُردستان، جنبش شیخ سعید پیران (1925) شیخ محمود برزنجی در کُردستان جنوبی (1919ـ 1922) سمکو در کُردستان شرقی (1920) نتوانستند مشکل کردها را به مسئله ای بین المللی تبدیل کنند، که طرح و حل و فصل آن ـ جدا از توانمندیهای درونی جنبش آزادیخواهانه کُردها ـ در چهارچوب معادلات و مناسبات جامعه جهانی قابل فهم و درک ژرفتری باشد.

اولین جمهوری کُردستان،که کردستان سرخ نام گرفت،در فاصله سالهای 1923ـ 1926 در درون جمهوری سوسیالیستی آذربایجان استقرار یافت اما به دلیل فشارهای سیاسی دولت ترکیه که توانسته بود قیام شیخ سعید پیران را سرکوب کند و نیز تضییقات ناسیونالیستهای آذربایجان شوروی باشکست روبرو گردید .*

در سال 1946 درشهر مهاباد جمهوری مهاباد با پشتیبانی شوروی سابق تاًسیس و بعداز یازده ماه بوسیله دولت قوام و همکاری سیاسی ودیپلماتیک دولتهای بریتانیا وآمریکاسرنگون شد. عوامل متعددی که به بروز و ناپدیدشدن جمهوری کُرددستان منجرگردید را می توان به فاکتور داخلی (ضعف جنبش دمکراتیک در ایران به شکل عام و به شکل ویژه سست بودن پایه های اجتماعی ساختار سیاسی دولت،عدم گسترش و نفوذ جمهوری در بخشهای و مناطق کُردنشین کُردستان شرقی، هم چنین بافت شکننده و عقب نگاه داشته شده فرهنگی کُردستان) و نیز باید به فاکتور خارجی که نقش بسیار بزرگی در سیر رویدادهای کشور ایفا کرد و به عاملی تاًثیر گذار در ایجاد و سپس ناپدیدشدن جمهوریهای کُردستان و آذربایجان تبدیل گردید؛ اشاره کرد. تغییر تناسب نیرو در جهان که به سود دشمنان جمهوری کردستان دگرگون میشد، پشتیبانی بین المللی از دولت جوان کردستان راکه در وجود سیاست خارجی دولت شوروی تجسد یافته بود را نگران و دچار تزلزل می ساخت. این نگرانی و دگرگونی در نامه ستالین به میرجعفر پیشه وری رئیس جمهور آذربایجان جنوبی و در اثنای آماده شدن حمله ارتش شاهنشآهی ایران به کردستان و آذربایجان رابه روشنی می توان دید. ستالین در نامه مورخ 8 مای 1946 به پیشه وری می نویسد: "آمریکائیها و انگلیسیهابه ما گفتند،اگر ارتش شوروی می تواند در ایران بماند چرا باید ارتش انگلیس نتواند در مصر و سوریه و اندونزی و یونان و سپاه آمریکا در چین و ایسلند و دانمارک باقی بمانند. به این خاطر ما تصمیم گرفتیم که سپاهیانمان را از ایران و چین فرا بخوانیم و به این ترتیب بهانه را از دست آمریکا و انگلیس خارج بسازیم و جنبش آزادیخواهی را در مستعمرات گسترش بدهیم و با این شیوه سیاست آزادیخواهانه خودمان را مشروع و تاًثیر گذار بسازیم

به این ترتیب جمهوری کُردستان که ادامه و تبلوری از خواستها و آمال دیرینه و سرکوب شده کُردها بود، قربانی تضادها و کشمکشهای جامعه جهانی گردیدکه در مفهوم جنگ سرد چهره نموده بود. قرارداد الجزایر در سال 1975 باردیگر جنبش ملی کُرد را اینبار در جنوب کُردستان تقریباً به همان دلائلی که جمهوری کُردستان را نابود کرده بودبروزکرد و باردیگرنشان دادکه منافع ملی جنبش کُردستان هماهنگ وموازی منافع ستراتژیکی قدرتهای بزرگ جهانی و ساختارهای سیاسی حاضر در جهان معاصر، که با تضادها و کشمکشهای دائم تصویر می شود منطبق نمی گردد.

اجزای متفاوت سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در کُردستان

پیشینه سیاست خارجی واشینتگن نسبت به حق ملتهادرانتخاب شیوه زندگی از سوی ویلسون رئیس جمهور امریکا درپایان جنگ جهانی اول درسال 1920 در چهاره ماده منتشرگردید. درماده دوازده از "ملتهای تحت ستم دولت عثمانی" سخن به میان می آید،که شامل کُردها و ارمنیهایی میگردد.

تحولات سیاسی واقتصادی درخاورمیانه وتضادهای ناشی ازدوقطبی بودن جهان، دولت ترکیه رابه پایگاه و مرکز مطمئن و قابل اتکایی دررویاروییهای امریکاوغرب باشوروی قرار می دادوتنش درسیاست داخلی وخارجی ترکیه ازنقطه نظرآمریکا وغرب به جبهه ضد شوروی آسیب می رساند.به همین دلیل آمریکا وغرب ازجنبش ملی کُرد در ترکیه حمایت نمی کردند.الحاق ولایت موصل به کشور تازه تاًسیس عراق درنیمه اول قرن بیستم ازسوی بریتانیا باموافقت آمریکا صورت پذیرفت، که سهم قابل توجهی ازدرآمد نفت شهرکرکوک درازای موافقت کاخ سفید به این کشورواگذارگردید.دولتهای بعدی آمریکادر ایجادپیمانهای منطقه ای(سعدآباد،بغداد)که در چهار چوب جنگ سردارزیابی می شوندنقش چشمگیری برعهده گرفتند.سویه سیاست خارجی هرکدام ازشرکت کننده گان در پیمانهای مذکور همکاری و جهت گیری مشترک درسرکوب هرگونه جنبش ملی بویژه در کُردستان راشکل می بخشید.

پیمان الجزایر

پیمان الجزایر درسال 1975،که قیام مسلحانه کُردهای جنوبی(عراق)راباشکست روبروساخت ،منافع آمریکا و رژیم شاهنشاهی ایران در منطقه راتاًمین می کرد.فشاربربلوک شرق که دولت البکرـ صدام حسین در عراق جلوه ی بی شکل وناخوشایندآنرامتجلی می ساخت بادست آویزقراردادن وپشتیبانی ظاهری از جنبش ملی کردها تکمیل گردید و زمینه درهم شکستن آنرا فراهم ساخت. وقایع تاًسف برانگیز سالهای 1987ـ1988 که طی آن صدهاهزارکُردبه دست رژیم صدام حسین قتل عام شدند نه جامعه "متمدن" جهانی و نه آمریکا واکنش شایسته ای بروز ندادند. در جریان جنگ خلیج فارس به سال1991 علیرغم اعلام پشتینانی رئیس جمهوری امریکاازقیام کُردها وشیعه ها،دولت آمریکا نسبت به کشتاروآوارگی ملیونها کُرد بی تفاوت ماندودست روی دست گذاشت. این پیشینه ی تاریک وتلخ از سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نسبت به مشکل کُردها را از آغاز تا دهه پایانی قرن بیستم را نشان می دهد.

بازنگری سیاست خارجی آمریکا در کردستان عراق

کارکرد تحولات جهانی درپایان دهه هشتاد میلادی که باجابجایی ودست به دست شدن موازنه نیرو در جهان و بویژه ازهم گسستن شوروی پیشین به اوج خود رسید،سیاست خارجی ایالات متحده آمریکاراکه درپروژه" نظم نوین"جهانی بازتاب می یافت رادستخوش دگرگونی ژرف ساخت. تدوین دکترین خاورمیانه بزرگ که باگسترش وبسط "دمکراسی" درکشورهای اقتدارگرای منطقه ازسوی آمریکا ارزیابی می شود،نگرش کاخ سفیدبه مجموعه سیاستهای دوره جنگ سرد را دگرگون کرد و نقش کشورهای ترکیه وعربستان سعودی (متحدین عمده امریکا) درمنطقه را کاهش داد. از همین زاویه میتوان به اهمیت ستراتژی نوین آمریکا در همکاری و پشتیبانی از جنبش ملی در کُردستان جنوبی ،به مثابه متحدقابل اطمینان دربحران عراق نام برد. از سوی دیگر تضعیف رژیم صدام حسین در عراق ازسوی آمریکاوبریتانیا،که با محدودکردن پروازهای هوایی رژیم عراق درآسمان کُردستان ونیز فشارهای سیاسی واقتصادی کامل می گردید روحیه مبارزاتی کُردهاراتقویت می کرد و نگرش سیاسی احزاب باتجربه وحاضردرصحنه سیاسی کُردستان رادگرگون ساخت.

ستراتژی نوین در جنبش کردها

قرارداد الجزایر که شکست موقت مبارزان کُردستان جنوبی را تاًیید می کرد، ضربه سنگین و نیرومندی بود که جنبش ملی کُرد را چه از درون و چه از برون بشدت تکان داد و زمینه های بازنگری به ژرفای تاریخ مبارزاتی کُردها را چه در شکل و چه در مضمون بطور جدی در میان بخشهای آگاه جامعه روشنفکری کُردستان پدید آورد. جنبش ملی کُرد که با بی اعتنایی و نادیده انگاشتن مطالبات ملی وتاریخی کُردها درصدسال گذشته روبرو شده بود؛ با بهره گیری از شرایط حساس و تغییر تناسب نیرو درمنطقه وجهان توانست فضای آزادناشی از نبود قدرت مرکزی در عراق و با پشتیبانی افکار مترقی و انسان دوستانه جهانی و مساعدت کشورهای غربی به ویژه آمریکا در بخشی از کردستان (جنوبی) مستقر گردد. این دگرگونی تنها در شکل صورت نمی گرفت، بلکه ستراتژی جنبش را نیز از درون دچار تغییرات ژرف ساخت و مضمون سیاست خارجی جنبش را که به شکل سنتی و بر بنیانها و تفکرات چپ گرایانه بنیاد نهاده شده بود به شکلی آرام مورد بازنگری قرار داد.

"شوروی جنبش کُردها را نیروی ذخیره ضدامپریالیستی بشمار می آورد سرخوردگی و یاًس تاریخی از اندیشهای چپ، که در سیمای شوروی سابق تجسم یافته بود، از نیمه اول دهه هشتاد میلادی احزاب کُردی را متوجه جهت های سیاسی دیگری درجهان متوجه ساخت. تمایل احزاب کُردی (حزب دمکرات کُردستان ایران، پارتی دمکرات و اتحادیه میهنی کُردستان عراق) به عضویت در احزاب سوسیال دمکرات اروپا نشانه روشنی از بازبینی در تفکرات و اندیشه های کذشته را نمایان می سازد که با بازنگری در برنامه این احزاب که با تغییر شعار خودمختاری به فدرالیسم تکامل یافت را می توان به عنوان نمونه بارزی از جهت گیری تازه در جنبش ملی کُرد بشمار آورد. تفکر نوین در جهت گیری ستراتژیک در جنبش ملی کُرد را باید در وهله اول به چند فاکتور تاًثیر گذار پیوند داد. نخست، گردش سریع تحولات سیاسی ـ اجتماعی در جهان و منطقه (انقلاب اسلامی ایران،جنگ ایران و عراق، تحولات سیاسی افغانستان، شکاف در بنیانهای سیاسی و تئوریک رژیم شورووی و کشورهای سوسیالیستی)سپس، کارکرد مبادلات واطلاعات سیاسی وفرهنگی درسطح جهان، که باانقلاب شگرف تکنولوژیک نسیم خوشایند آزادی را در منطقه به جریان واداشته بودوهم چنین عامل اجتماعی بااهمیتی چون، جابجایی طبقاتی در کشورهای تقسیم کننده کُردستان، که به قشرهای میانی جامعه جان تازه ای می بخشید، عوامل مادی دگرگونیهای تئوریک و سیاسی در جنبش ملی کُردستان بودند؛ که تدوین ستراتژی جدید در جنبش را ممکن ساختند.

با توجه به داده و فاکتهای تاریخی در صدسال کذشته جنبش کُردها،می توان اهمیت ژئوپلتیک و ژئوستراتژیک کُردستان در مناسبات بین المللی را اینگونه بر شمرد:

سیاست خارجی جنبس کُردها درمناسبات بین المللی برهمکاری وسیع وگسترده باکشورهای قدرتمند جهان و در درجه اول باایلات متحده آمریکاو کشورهای صنعتی اروپا استقرار یافته است. سمت و سوی اساسی و هدف عمده مبارزات کُردها در بخشهای متفاوت و بخش شده کردستان (عراق، سوریه و ترکیه) ایجاد نظامی فدراتیو از طریق تضعیف قدرت مرکزی (ترکیه) و سرنگونی رژیمهای توتالیتر در(ایران، سوریه) تدوین شده است.

ژئوپلتیک کُردستان دارای اهمیتی غیرقبل انکار در منطقه و در جهان است. قرارگرفتن در همسایگی چهار کشور با شاخصها و اعتبار معین بین المللی، و دیگر فاکتورهای بارز،که به آنها اشاره شد، اهمیت ژئوستراتژیک کردستان را در راستای ثبات و امنیت منطقه نمایان می سازد.

جنبش ملی کُرد واقعیتی است انکار ناپذیر. علیرغم تکامل نیافتگی سیاسی در گذشته، در این و یا آن بخش از سرزمین تقسیم شده کُردستان، دارای سابقه ای طولانی و ریشه آن در سرزمین، تاریخ و فرهنگ و سنتهای دیرین ملت کُرد گسترده گردیده است و رشد و بالندگی روز افزون آن تابع اراده هیچ ملت و کشور دیگری، جز ملت کُرد نیست.

تاریخ مبارزاتی کردها و به منظور ایجاد دولت ملی در هر یک از بخشهای کردستان از مراحل پیچده ای گذر کرده است. عدم ستراتژی مشخص، بی دورنمایی سیاسی و دیگر عوامل بازدارنده و منفی در مراحل متفاوت تاریخی، تا رسیدن به ستراتژی مشترک و تاًسیس دولت فدرال در بخش جنوبی (عراق) کردستان مراحل دشوار و بغرنجی است که تاریخ صدساله کردستان را بازتابانیده است.

داده های بسیار اندکی درباره کُردستان سرخ در دسترس تاریخ نگاران قرار دارد. اسناد و مدارک بااهمیتی در مورد چگونگی ایجاد و سرنگونی کُردستان سرخ در آرشیوهای ناگشوده وزارت کشور جمهوری اذربایجان و نیز در بایگانیهای وزارت خارجه شوروی پیشین منطقا باید وجود داشته باشد، که می تواند در صورت انتشار به آشکار گردیدن بخشهای از تاریخ کُرد یاری برسانند

 

مصطفی برزانی................................................................

ملا مصطفی بارزانی (۱۴ مارس ۱۹۰۳ - ۱ مارس ۱۹۷۹) از رهبران جنبش ملی‌گرای کرد در عراق و نخستین رهبر حزب دموکرات کردستان عراق بوداو در سال‌های متعددی رهبری عملیات مسلحانه برای استقلال کردستان عراق را به عهده داشت.

مصطفی در روستای بارزان در ۱۴ مارس ۱۹۰۳ در کردستان عراق (در آن هنگام: بخشی از امپراتوری عثمانی) متولد شد.

او در سال‌های ۱۹۳۱ و ۱۹۳۲ به همراه برادر بزرگ‌ترش، احمد، از سران جنبش استقلال کردستان بود. در ۱۹۳۵ با سرکوب این جنبش او به همراه برادرش به سلیمانیه تبعید شد مصطفی در ۱۹۴۲ از سلیمانیه گریخت و شورش جدیدی را علیه بغداد آغاز کرد که بازهم ناموفق بود. مصطفی به همراه هزار نفر از طرفداران و خانواده‌هاشان به ایران گریخت.

در دسامبر ۱۹۴۵ حزب دموکرات کردستان ایران با حمایت اتحاد شوروی تشکیل جمهوری مهاباد در مناطق شمال غربی ایران را اعلام کرد. مصطفی از ژنرالهای جمهوری مهاباد و وزیر دفاع آن حکومت و فرمانده کل قوا بود.در این 11 ماه حزب دموکرات کردستان عراق نیز در بغداد تأسیس شد و بارزانی (به صورت غیابی) به عنوان نخستین رئیس این حزب انتخاب شد.

بعد از خروج نیروهای شوروی از ایران در مه ‌۱۹۴۶ (که بر طبق توافق‌نامهٔ یالتا صورت گرفت) جمهوری مهاباد دچار ضعف شد و نهایتا در دسامبر توسط نیروهای ایران سرکوب شد و رهبرانش اعدام و زندانی شدند.اما بارزانی موفق شد به عراق بگریزد. در آن‌جا نیز او دچار شکل شد و نهایتا با حدود ۵۰۰ نفر از پیشمرگه‌هایش از طریق ترکیه و ایران به آذربایجان در اتحاد شوروی گریخت و در آن‌جا ضمن خلع سلاح پناهنده شدند.

در ۱۹۵۱ بسیاری از پیشمرگه‌ها موفق شدند در باکو مستقر شوند و بعضا به تحصیلات خود ادامه دهند. بارزانی شخصا به مسکو رفت و به تحصیل در رشتهٔ علوم سیاسی پرداخت و با تبعیدی‌های کرد تماس حاصل کرد.

در ۱۹۵۸ و پس از کودتای جمهوری‌خواهان بارزانی توسط نخست وزیر وقت عبدالکریم قاسم به عراق دعوت شد. او به عراق بازگشت و خواستار استقلال نواحی کردنشین شمال عراق شد. این باعث پیدا شدن اختلافاتی بود که نهایتا در ۱۹۶۱ به حملهٔ نیروهای دولت مرکزی و قاسم علیه کردستان انجامید. بارزانی در نتیجه مجدداً به کوه‌ها گریخت.

در مارس ۱۹۷۰ رهبران کردستان با بغداد به توافقاتی رسیدند و بر به رسمیت شناخته شدن قومیت و زبان کردها و موقعیت برابر آن‌ها با اعراب تاکید شد.در اوایل دههٔ ۷۰ فرزند مصطفی، عبیدالله بارزانی، از قبیلهٔ بارزانی جدا شد و با رژیم بغداد همکاری کرد.

در مارس ۱۹۷۴ مصطفی بارزانی این بار با حمایت محمدرضا شاه پهلوی و آمریکا و اسرائیل جنگ جدیدی علیه حکومت عراق را آغاز کرد. در اوایل سال ۱۹۷۵ توافق‌نامه‌ای در الجزیره بین شاه ایران و صدام حسین بر سر اروندرود امضا شد و نتیجتا ایران هرگونه کمک به کردهای عراق را متوقف کرد و بارزانی این‌بار نیز تنها ماند.

با این اتفاق بارزانی برای همیشه از کردستان گریخت و به ایران رفت. پس از چند سال برا ی معالجه بیماری سرطان به ایالات متحده رفت و نهایتا در ۱ مارس ۱۹۷۹ در بیمارستان جورج تاون در واشنگتن، آمریکا درگذشت.

پسر او مسعود بارزانی رهبر کنونی حزب دموکرات کردستان عراق و رئیس کنونی منطقه خودگران عراق است.

 

زبان کردی...............................................................

زبان‌ کردی یکی از زبان‌های شاخه شمال باختری زبان‌های ایرانی است که در بخشهایی از خاورمیانه‌ و یا به طور دقیقتر در قسمت‌هایی از ایران، ترکیه‌، عراق و سوریه که‌ اصطلاحاً به بخش‌هایی از آن سرزمین کردستان گفته‌ می‌شود به آن گفتگو می‌شود. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و شمال خراسان یافت می‌شوند.

شاخه‌های اصلی زبان کردی عبارتند از سورانی و کرمانجی.ولی گویش‌های کرمانشاهی، اورامانی و کلهری نیز وجود دارند

زبان کردی سورانی در عراق زبان رسمی است  در حالی که‌ در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه‌ محدودیت‌های شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال می‌شد گرچه هنوز در ترکیه بسیار محدود است . در ایران نیز در برخی رسانه‌ها امکان استفاده‌ از آن وجود دارد در حالی که‌ استفاده‌ از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذيرفته است.

حدود پنجاه سال پيش، درباره يک متن قديمی بحثی علمی در گرفت . درباره‎ متن مادی در مجله مدرسه مطالعات شرقی و افریقایی دانشگاه لندن (مجلد 22 س 1959) زبان شناس معروف پروفسور ن. مكنزی نوشته است كه منظور از زبان مادی زبان كردی است.

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت.

ولی تاکنون متاسفانه به علت عدم کاوش در مناطق غرب ايران از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.

طبقه بندی

زبان کردی عضوی از شاخه شمال‌غربی زبان‌های ایرانی است که خود شاخه‌ای از زبان‌های هندوایرانی است و آن نیز به‌ نوبه‌ خود شاخه‌ای از زبان‌های هندواروپایی است.

 

گویش‌ها و لهجه‌ها

زبان‌ کردی‌ به سه گروه بخش می‌شود:

گروه کرمانجی

گروه زازا_گوران

گروه گویش‌های جنوبی

۱. گروه کرمانجی نیز خود به دو گویش عمده بخش می‌شود:

 

گویش کرمانجی شمالی یا اصطلاحا همان کرمانجی (Kurmancî)

گویش کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی (Soranî)

۲. گروه زازا_گوران نیز به سه بخش بخش می‌شوند:

 

گویش‌ اورامی (Hewramî)

گویش گورانی (Goranî)

گویش زازا (Zaza)

۲. گروه گویش‌های جنوبی نیز شامل کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، هستند.

 

در این میان در کتابها، روزنامه‌ها، مجله‌ها و نیز در پخش برنامه‌های رادیو و تلویزیونی از کرمانجی در مناطق شمالی و سورانی در مناطق جنوبی استفاده می‌شود

 

                           _____کرمانجی (شمالی)

                          |

              _کرمانجی___  |

             |            |_____سورانی (میانی)       

کردی________ |

             |             ______زازاکی  

             |            |

             |_زازا-گورانی|_____ اورامانی            

             |            |

             |            |______گورانی

             |           

             |             _____کلهری 

             |            |

             |_گویش جنوبی

: مقایسه واژگان زبان کردی با دیگر زبان‌های هندواروپایی:

کردی اوستایی فارسی سانسکریت انگلیسی زبان آلمانی لاتین

کردی

اوستایی

فارسی

سانسکریت

انگلیسی

زبان آلمانی

لاتین

ez

azəm

من

aham

I

ich

ego

jin

janay

زن

janay-

queen

 

 

'zîndu "alive" jiyan «to live»

jī-/gay-

زنده "alive", زیستن «to live»

jīvati

 

 

vīvus "alive", vīvō "live", vīta "life"

 

mang

māh

ماه

mās-

moon, month

Mond, Monat

mēnsis "month"

 

mirdu "dead", mirdin «to die»

mar-, məša-

مرده "dead", مردن «to die»

marati, mrta-

murder

Mord "murder"

morior "die", mors "death"

 

ser

sarah

سر

śiras-

dial. harns "brain"

Gehirn "brain"

cerebrum "brain"

 

sed

satəm

صد

śatam

hundred

Hundert

centum

 

zānîm «I know» zānîn «to know»

zan-

دانم «I know», دانستن «to know»

jānāti

know

kennen

nōscō, co-gnitus -}}

 

] الفباهای کردی

برای نوشتن زبان‌کردی‌ در کشورهای گوناگون خط‌های گوناگونی به کار می‌رود. زبان کردی در ترکیه و سوریه با حروف لاتین (برای مثال) و همچنین در ارمنستان با حروف سیریلیک نوشته می‌شود. کردی سورانی و جنوبی در ایران و عراق با خط فارسی-عربی و اخیرا با الفبای لاتین نیز نوشته می‌شود.

 

امروزه‌ تلاشهای زیادی در راستای یکی کردن الفبا و تبدیل آن به‌ لاتین در حال انجام است  

در زیر دو نمونه از الفباهای بکار رفته برای زبان‌ کردی‌ می‌آید.

 

الفبای کردی از ۳۱ حرف تشکیل می‌شود:

 

A B C Ç D E Ê F G H I Î J K L M N O P Q R S Ş T U Û V W X Y Z

 

 

زبان کردی دارای ۸ مصوت است:

 

کردی

a

e

ê

i

î

o

u

û

 

فارسی

آ (مثل آرام)

إ مثل (امروز)

أ (مثل اندک)

ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

ای (مثل ایلام)

أ (مثل أردک)

او کوتاه (در فارسی معادل ندارد)

او (مثل دوست)

 

و نیز دارای ۲۳ صامت است:

کردی

b

c

ç

d

f

g

h

j

k

l

m

n

p

q

r

s

ş

t

v

w

x

y

z

 

فارسی

ب

ج

چ

د

ف

گ

ه

ژ

ک

ل

م

ن

پ

ق

ر

س

ش

ت

و (مثل ویژگی)

و (مثلwindow)

خ

ی (مثل یاور)

ز

 

الفبای کردی سورانی:

ا ب ج چ د ه ێ ف گ ژ ک ل م ن ۆ پ ق ر س ش ت و ڤ خ ی ز ح گ

. واژگان کردی

بخش اصلی واژگان زبان کردی از زبان‌های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به‌ زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه‌، به‌ دلایل مختلف از جمله‌ کوهستانی و منزوی‌ بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وام‌واژه‌های زبان‌های مجاور از جمله‌ عربی به‌ ویژه‌ در زمینه‌ نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه‌ با دیگر زبان‌های خاورمیانه‌ که‌ تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفته‌اند وجود دارد و البته‌ بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.

جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان می‌دهد:

انگلیسی

(فارسی وامواژه‌)

کردی

Season

فصل

Werz وه‌رز

History

تاریخ

Mêjû میژوو

North

شمال

Bakûr باکوور

Ratio

نسبت

Rêje ریژه‌

Right

حق

Maf ماف

Centre

مرکز

Nawend ناوه‌ند

Barrier

مانع

Kosp کوسپ

Corpse

جنازه‌

Term ته‌رم

Economy

اقتصاد

Abûrî ئابووری

Prose

نثر

Pexşan په‌خشان

Important

مهم

Girîng گرینگ

Opportunity

فرصت

Derfet ده‌رفه‌ت

Literature

ادبیات

Wêje ویژه‌

Election

انتخابات

Helbijardin هه‌لبژاردن

جدول زیر تعدادی از واژه‌ سره‌ (غیر وامواژه‌) فارسی را با معادل واژگان آنها در زبان کردی را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی (سره‌)

کردی

Tale

داستان

Çîrok چیروک

Driving

(رانندگی

Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن

Injury

زخم

Birîn برین

Research

پژوهش

Lêkolîn لیکولین

Response

پاسخ

Welam/Bersiv وه‌لام/به‌رسڤ

Future

آینده‌

Dahatû داهاتوو

Past

گذشته‌

Rabirdû رابردوو

Value

ارزش

Bayex بایه‌خ

Earthquake

زمین‌لرزه‌

Erdhejan/Bume Lerze ئه‌ردهه‌ژیان/بوومه‌له‌رزه‌

Special

ویژه‌

Taybet تایبه‌ت

Ice

یخ

Sehol سه‌هول

Race

نژاد

Regez ره‌گه‌ز

Expert

کارشناس

Pispor پسپور

و در خاتمه‌ جدول زیر تعدادی از فعل‌های دو زبان را نشان می‌دهد:

انگلیسی

فارسی

کردی

To Forgive

بخشیدن

Lêburdin لیبوردن

To Move

حرکت کردن/ جنبیدن

Bizûtin بزووتن

To Produce

تولید کردن

Berhem hênan به‌رهه‌م هینان

To Encourage

ترغیب کردن/انگیختن

Handan هاندان

To Play

بازی کردن

Leyistin له‌یستن

To Come

آمدن

Hatin هاتن

To Go

رفتن

Çûn چوون

To Throw

پرت کردن / انداختن

Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ هه‌لدان/هاویشتن

To inform

اطلاع دادن / آگاهاندن

Rageyandin راگه‌یاندن

To Strike (As in «Labor Strike»)

اعتصاب کردن

Mangirtin مانگرتن

To Transfer

انتقال دادن

Guwastinewe گواستنه‌وه‌

To Learn

یاد گرفتن /آموختن

Fêrbûn/Hînbûn فیر بوون/هینبوون

To Send

فرستادن

Nardin/Şandin ناردن/شاندن

 

مشاهیر کرد................................................................................

فهرست مشاهیر کرد

ورزشکاران

بیژن ذوالفقارنسب

محمد اوراز

شاهو ناصری

بیژن کدیوریان

فاروق ایلخانیزاده

مقبل هنر پژوه

بهاره سلطانی

سامان طهماسبی، قهرمان كشتي فرنگي نفر سوم قهرماني جهان در چين

محمد حسن محبی قهرمان اول جوانان جهان

محمد حسین محبی قهرمان جهان

 

نویسندگان و محققین و شعرا

آیت الله شیخ محمد مردوخ کردستانی

دکتر سوران کردستانی محقق و نویسنده کرد سنندجی (نواده آیت‌الله مردوخ)

ابراهیم احمد

احمد خانی

پیره‌میرد

جگرخون (جگرخوین)

جلادت علی بدرخان

دلدار

رضا طالبانی

رشید یاسمی

شرف‌خان بدلیسی (تاریخ‌نگار)

شامی کرماشانی (شاعر نابینای کرمانشاهی)

شیرزاد حسن

شیرکو بیکس

عبدالرحمن شرفکندی (هه‌ژار)

معروف کوکه‌ای

عبدالله پشیو

عرب شامیلوف

مستوره‌ اردلان

نالی

معینی کرمانشاهی

مقداد بدرخان

وفایی

یاشار کمال

هیمن

قانع مریوانی

محمد قاضی

سواره ايلخانی‌زاده

بیسارانی

صیدی هورامی (شاعر)

میرزای هورامی (شاعر)

ملا حسن دزلی

عبدالحمید بدیع‌الزمانی سنندجی استاد ممتاز دانشگاه تهران

پروفسور دکتر ارسلان شادمان استاد ممتاز دانشگاه تهران

ماموستا محمد شیخ الاسلام کردستان

دکتر سید اسعد شیخ الاسلامی استاد دانشگاه تهران و بنیانگذار کرسی فقه شافعی در دانشگاه تا مقطع دکتری

ملاابوبکر مصنف چوری

ملاعبدالله بیتوشی

ابوسلیمان کردی امام مسجد الحرام

حاج شیخ شهاب‌الدین نقشبندی امروله

شیخ عبدالحکیم گونتو مهجوری

شیخ حبیب الله کاشتر پدر بابا مردوخ روحانی

باباشیخ مردوخ روحانی نویسنده تاریخ مشاهیر کرد

ماجد مردوخ روحانی نویسنده و مترجم و نویسنده اولین فرهنگ لغت فارسی کردی

دکتر محمد صدیق مفتی زاده

مجتبی میرزاده آهنگساز بزرگ

شیخ عبدالله هزارکانیان استاد بزرگ آیت الله مردخ و عالم بزرگ سنندج

شیخ عبدالله تا استاد ادبیات عرب

 

هنرمندان در عرصه‌ سینما

بهمن قبادی، کارگردان

ییلماز گونی، کارگردان

رحیم ذبیحی ,كارگردان

جمیل رستمی ,كارگردان

 یلماز اردوغان,كارگردان وبازیگر

 یلماز گونه‌ی   کارگردان و برنده‌ نخل طلایی از فستیوال کن

 

هنرمندان در عرصه‌ موزیک

حسن زیرک، موسیقیدان و خواننده

عثمان هورامی استاد آواز اورامی

احمد کایا، موسیقیدان

حسن زیرک، موسیقیدان و خواننده

ابراهیم تاتلیسس خواننده

ماهسون کیرمیزی گول خواننده

شوان پرور

علی مردان

ماملی

مظهر خالقی

ناصر رزازی

جوان هاجو

زکریا (زه‌که‌ریا)

زیاد اسعد

چوپی فتاح

قاله‌ مری

قادر الیاسی

نجمه غلامی

علی زندی

مرضیه فریقی

مکایل جهان آرا

مصطفی دادار

جمال مفتی

انور قره داغی

جلال محمدی

اردلان

صدیق تعریف

کامکارها

جلال عندلیبی

شهرام ناظری

صدیق خلیلی

ابراهیم خیاط

آرام عبدالهی

رشید خان فیض نژاد

هادی مکایل دوم

حسن درزی

عادل هورامی

سید شکراله سیدی

محمود(باواغه)

سید محمد صفائی

شخصیت‌های تاریخی

ملا مصطفی بارزانی

قاضی محمد

سلطان صلاح‌الدین ایوبی، رهبر و سردار سپاه مسلمانان در جنگ‌های صلیبی

ابن خلکان

عبدالباسط محمد عبدالصمد

دکتر قاسملو رهبر حزب دمکرات كردستان ايران

دکتر صادق شرفکندی) ( برادر هژار) رهبر حزب دمکرات كردستان ايران( جانشين دكتر قاسملو)

نچیروان بارزانی

ماموستا عباس کمندی(خواننده)

ماموستا مظهر خالقی(خواننده)

شخصیت‌های مذهبی

حاج شيخ شکرالله

شیخ عارف عارفی

سید محمد ظهیرالسلام

ماموستا كریم مدرس

عبدالباسط

دكتر قره‌داغی مفتی اعظم الازهر

دكتر پرتو ماه

ملا محمد زاهد ضیایی پاوه‌ای

شیخ سعید پیران

صلاح‌الدين ایوبی

محمد بردرشی

ملا عبدالله احمديان

علامه شهید احمد مفتی زاده

ملا شهید محمد ربیعی

ملا شهید ناصر سبحانی

استاد شهید فاروق فرساد

ملا ابوبکر مصنف چور

شیخ عمر ضیاءالدین

شیخ مصطفی تختوی

ملا باقر بالک

شیخ طه سید کماالدین نقشبندی

طنز

حاج سعید علی کرمی سرابله ای

سیاستمداران کرد

مصطفی شیرویی

جلال طالبانی، از سیاستمداران کرد و رئیس جمهور حکومت موقت عراق

هوشیار زیباری، از سیاستمداران کرد و وزیر امور خارجه عراق

تورگوت اوزال رئیس جمهور ترکیه در دهه 80 میلادی (نیمه‌کرد)

بی‌نظیر بوتو، نخست وزیر پیشین پاکستان (تبار کردی از طرف مادری)

قاضی محمد، بنیانگذار جمهوری سابق مهاباد

احمد توفیق از سیاستمداران کرد

لیلا زانا، سیاستمدار و عضو پیشین پارلمان ترکیه

لیلا قاسم، مبارز اعدام‌شده‌ کرد علیه رژیم بعث عراق

مسعود بارزانی رئیس حکومت محلی کردستان

مصطفی بارزانی از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

ادریس بارزانی

شیخ عزالدین حسینی از شخصیتهای دینی

نچیروان ادریس بارزانی (نیچیرڤان) (نخست‌وزیر منطقه خودگردان کردستان عراق)

عبدالله اوجالان

اسحاق موردخای وزیر دفاع سابق اسرائیل

عصمت اینونو دومین رئیس جمهور ترکیه

سعید پیران از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

محمود برزنجی از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

عبدالرحمان قاسملو از رهبران جنبش ملی‌گرایی کرد

رزگار محمد امین قاضی دادگاه صدام (دیکتاتور سابق عراق)

فلکناس اوجا

نالین پکگول

سید علی‌اصغر کردستانی

دکتر صادق شرفکندی

دکتر پرتو ماه

ملا شیخ عزالدین حسینی

ملا شیخ جلال حسینی برادر شیخ عزالدین

محمد رشید خان بانه‌ای ژنرال جمهوری کردستان

دکتر استاد صلاح‌الدین دبیر حزب همبستگی اسلامی کردستان

نسرین برواری بانوی وزیردر دودولت متفاوت عراق پس از صدام

هنرمندان در عرصه خوشنویسی

علی صادقی خواه

دیگر فعالان آزادیخواه

محمد مرادی ( حه مه لاوچه شمیه ری ) فعال حزب رزگاری ،حکم مورد اعتماد و فعال عمرانی اورامانات

 

موسیقی کردی.................................................................................

 

موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کردیزبان گفته‌ می‌شود.

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی هاموید (فولکلور) کردی از سه بخش افسانه‌ها، حکایتها و داستان‌ها تشکیل شده است.

افسانه ها..........

پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند و این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.

اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند که مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده است. افسانه های زیادی در زبان کردی موجود است که اگر فیلمسازان حرفه ای به آن توجه نمایند و می تواند سوژه های بسیار جالبی را از آن ساخت مانند : زارا عشق چوپان

حکایت‌ها و داستان ها

نوع دیگری از موسیقی فولکولور کردی مربوط به حکایتها و داستان‌هایی می‌شود که ترانه‌های داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند.

در ترانه‌های قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبی‌های یک قهرمان پرداخته می‌شود و در ترانه‌های دلدادگی جنبه‌های رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان می‌شود که از این میان، ترانه «زنبیل‌فروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانه‌های "آس و حسن" و "خج و سیامند" که سرگذشت دو دلداده را بیان می‌کند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.

در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژه‌ای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» می‌‌گویند که این نوع ترانه‌ها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته می‌شود و این نوع گورانی‌ها ریتمی به نام «قه‌تار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه‌ از واژه‌ زرتشتی «گاتا» گرفته‌شده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایش‌ها و مراسم مذهبی بوده است.

دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که در ابتدا ترانه‌های ویژه‌ای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایش‌های مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شده‌اند.

در مراسم ترحیم هنگامی که فردی برای مردم آن منطقه دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای بوده، فوت می‌کند، کردها از یک نوع موسیقی که با مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او زاری می‌کنند.

در آیین‌های زادروز محمد، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا می‌کنند که به آن «مولودی» می‌گویند. البته مولودی‌خوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولودنامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سروده‌های وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیل‌ترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شده‌اند مانند «دف» و «تنبور» دارای اهمیت ویژه‌ای شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر می‌‌توانید به میژوی ئه ده بی کوردی علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیهاو غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.

 

هنرمندان نامدار کرد در عرصه موسیقی

حسن زیرک

سید محمد صفایی منش

سید علی اصغر کردستانی

احمد کایا

محسون قرمزی گول

مرضیه فریقی

مظهر خالقی

شوان پرور

ماملی

جوان هاجو

ذکریا (زه‌که‌ریا)

زیاد اسعد

چوپی فتاح

عادل هورامی

قاله‌ مه‌ری

اردلان

طاهر توفیق

شهرام ناظری

سید خلیل عالی نژاد

شهریبان کردی

گلستان پرور

کاوه

روتیندا

کازو

شاکرو

طاهرو

کراپت خاچو

گولیزر جاسم

سرحد

طاهر خلیلی

جمال مفتی

بهجت یحیی

علی مردان

عدنان کریم

دیار قره داغی

دلشاد

انور قره داغی

برهان چاچان

عزت یلدز هان

عایشان

علیشان

زوزان

بشیر کایا

خلیل غمگین

بنگین

محمد شخو

هوی

ژاله

بصر شاهین

روژین

بدرالدین جوشکون

ارام تیکران

حسن شامو

محمد عارف جزراوی

ایاز زاخویی

کریم کابان

جمشید عندلیبی

کیومرث پورناظری

بیژن کامکار

قشنک کامکار

اردلان کامکار

اردوان کامکار

ارسلان کامکار

حکیم سفقان

سعید خان

دلوان

کوما چار نوا

شوان پرور

ناصر رزازی

نجم الدین غلامی

لیلا فریقی

هردی

اراز

کمال حسن

کاووس آغا

بلقیس

عزت التن نشه

اسماعیل شرفی

حسن ضیافتی

عوسمانه سور

شهین طالبانی . محمدرضا شجریان کیومرث پورناظری رشو جانه آزاد عین الدین عادل هورامی عزیز شاهرخ فتانه ولیدی قادر الیاسی حشمت الله لرنژاد حسین صفامنش سیروس امامی حمید حمیدی رضا لرستانی سید جلال الدین محمدیان میکائیل

قال دایره

حسن ضیافتی از خوانندکان نسل جدید می باشد / او متولد سال 1353 در شهر بوکان می باشد وتا کنون چندین کنسرت موسیقی را در شهرهای بوکان ،تهران، سنندج، بانه و... برگزار کرده است . ایشان تاکنون دو آلبوم موسیقی را در کردستان ایران وکردستان عراق عرضه کرده است وبه صورت زنده در کانالهای kurd sut ,kurdistanTV اجرای پخش مستقیم را داشته اند. ایشان اکنون در شهر بوکان زندگی می کنند.

قاله دایره یکی از هنرمندان دف زن در کردستان ایران می باشد که در شهر بوکان زندگی می کند او هم اکنون حدود 55 سال داشته ودر مراسمهای عروسی در شهر بوکان دف زنی می نماید


برچسب‌ها: تاریخچه مردمان کرد وکردستان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 23:58  توسط حامد  |